فارسی English
گفتگو با عبدالوهاب شهیدی

عود ایرانی: 

مدتی پیش با همکاری آقای حامد وطنخواه(از نوازندگان عود و از بستگان استاد شهیدی) برای دقایقی با استاد عبدالوهاب شهیدی گفت‌وگو داشتیم. با این گفت‌وگو، بخش «مصاحبه» به بخشهای دیگرِ سایت عود ایرانی اضافه شد. از دوست عزیز و گرامی آقای مازیار انصاری بی نهایت سپاسگزاریم که با سوالات خوب‌شان ما را در این مصاحبه همراهی کردند. 

همینطور سپاس از آقای سعید میری برای ویرایش نهایی این مصاحبه: 


 
استاد چطور شد که به سمتِ ساز عود گرایش پیدا کردید؟
من
 از طریق آقای خضوعی که نوازنده‌ی قانون بودند٬ با مقدمات عودنوازی آشنا شدم و بعدها خودم با پیاده کردنِ شیوه نوازندگیِ «تار»٬ سعی داشتم لهجه‌ی عود را ایرانی کنم. 
 

پیش از شما چه کسانی در ایران عود می‌نواختند؟
قبل از من آقای محسنی و آقای کاموسی ــ که نواختن عود را از عرب‌ها آموخته بودند ــ این ساز را می‌نواختند. همین‌طور آقای نریمان و آقای منوچهری که برای این ساز زحمات زیادی کشیدند. آقای نریمان شاگردان زیادی را پرورش دادند و رفاقت زیادی با هم داشتیم.

از خانم‌ها هم کسی بود؟
بله خانم افلیا پرتو در فرهنگ و هنر.

از سازندگان عود چه کسانی معروف بودند؟
آقای «نریمان آبنوسی» خیلی مسلط بودند و بدون این‌که نواختن این ساز را بلد باشند سازهای بسیار خوبی می‌ساختند. همین‌طور آقای «علی خان بابا» بودند که ایشان هم خیلی توانا بودند. من از هر دوِ آن‌ها ساز داشتم.

علاقه‌ی شما بیش‌تر به نواختن بود یا خواندن؟
من بیش‌تر به این خاطر سراغِ نواختنِ عود رفتم تا بتوانم جواب آواز خودم را بدهم. چون وقتی نوازنده‌ی دیگری جواب آواز خواننده را می‌دهد گاهی خطِ اصلیِ آواز منحرف می‌شود.

شما به چه شیوه‌ای آواز را فرا گرفتید؟
استاد بنده آقای مهرتاش بودند که آواز را به همراه ساز به ما یاد می‌دادند تا بتوانیم ژوست بخوانیم. چون بعضی خوانندگانی که بدون ساز به فراگیری آواز می‌پردازند گاهی فالش می‌خوانند.

در مورد خوانندگان جوان کنونی چه نظری دارید؟
متأسفانه غالبِ خواننده‌ها مثل هم می‌خوانند و شما نمی‌توانید تشخیص بدهید صدایی که می‌شنوید مربوط به کدام خواننده است. اما در گذشته هر خواننده‌ای سبک خودش را داشت. شخصیت هنری یک هنرمند باید بر اساس احساسات درونی خودش باشد.

با توجه به اینکه سازهایی مثل ویولن و تار خیلی محبوب بودند، احساس مردم نسبت ساز عود چگونه بود؟
چون ساز جدیدی بود و از طرفی همراه با ساز، آواز هم می‌خواندم مردم دوست داشتند و استقبال می‌کردند. حتی خاطرم هست شعری به نامِ «عود من» را هم خواندم که در قالب شعر نو سروده شده بود و نشان دادم که شعر نو را هم می‌توان در موسیقی ایرانی اجرا کرد. آن زمان مردم علاقه زیادی به موسیقی داشتند حتی خیلی از شنوندگان موسیقی تا آوازی می‌شنیدند تشخیص می‌دادند که آواز در چه دستگاهی است.

گویا تعدادی هم صفحه‌ی تکنوازی عود دارید؟
بله، غیر از آن‌ها در برنامه‌های گلها نیز تکنوازی عود دارم.

از نوازندگان عرب هم کسی را می‌شناختید؟
آقای منیر بشیر(بزرگ‌ترین عودنواز صد سال اخیر) آمدند در تالار رودکی کنسرت دادند، من برای ایشان گل بردم و دقایقی هم با هم صحبت کردیم. وقتی فهمیدند که من ساز «علی خان بابا» را دارم گفتند: «من هم یک ساز از ‘علی’ دارم اما متأسفانه صدمه دیده است.»

•خودتان الان با چه سازی می‌نوازید؟
به این خاطر که صفحه‌ی ساز من هم(ساخته‌ی علی خان بابا) در هواپیما صدمه دید٬ به سفارش رییس هواپیمایی ملی از مصر برای من یک ساز نفیس آوردند. هنوز هر دوِ آنها را دارم.

مضراب و سیم را چگونه تهیه می‌کردید؟
مضراب من شهپَرِ عقاب بود که از بغداد برایم آورده بودند. پر را در مواد خاصی می‌خوابانند تا نرم شود. اما مدت‌هاست که دیگر با مضرابهای پلاستیکی ساز می‌زنم. سیم را هم از لندن سفارش می‌دادم، آن زمان سیم‌های اول و دوم و سوم عود به جای نایلون٬ از زه ساخته می‌شد. زه خوش صداتر از نایلون بود ولی دوام نایلون را نداشت.

هیچ وقت تصمیم نگرفتید کتابی در زمینه عود منتشر کنید؟
خیر متأسفانه. فقط یک کتاب درباره‌ی سرگذشت خودم نوشتم که هنوز به پایان نرسیده است.

شاگرد عود هم داشته اید؟
طی این سال‌ها تعدادی می‌آمدند روی کاست درس می‌گرفتند اما هیچ‌گاه به صورت جدی به تدریس نپرداختم.

دیدگاه شما نسبت به نوازنده های کنونی عود چگونه است؟
نواختن عود الان رونق گرفته است، دیگر اکثر نوازندگان به سبک ایرانی می‌نوازند. ضمن اینکه در اکثر گروه‌ها نوازندگان عود حضور فعالی دارند.

استاد اگر موافق باشید از بحث عود خارج شویم، از همکاریتان با گروه استاد پایور برای ما بفرمایید.
من در فرهنگ و هنر با آقای پایور آشنا شدم و بعد در رادیو با هم همکاری می‌کردیم و بعد هم گروه اساتید را به همراه حسین تهرانی، جلیل شهناز، اصغر بهاری و حسن ناهید تشکیل دادیم. تا سال پنجاه و هفت کنسرت‌های ما در ایران و کشورهای دیگر ادامه داشت ولی بعد از آن آقای پایور بیمار شدند، من هم به مدت پانزده سال ساکن امریکا شدم و دیگر همکاری ما قطع شد.

اجرایی هم بر سر مزار مولانا در قونیه داشتید.
بله به همراه آقای ناهید به مناسبت تولد مولانا اجرایی داشتیم. ار آنجایی که از تمام دنیا هنرمندانی برای تولد مولانا می‌آیند آن اجرا حال و هوای خاصی داشت.

چطور شد که شما وارد برنامه گلها شدید؟
من خیلی آدم وقت شناسی هستم، آقای پیرنیا هم بسیار آدم منظمی بودند. همین یکی از عواملی بود که باعث همکاری ما شد.

اولین اجرای شما در چه برنامه ای بود؟
«برگ سبز» ، تمام کسانی که وارد برنامه گلها می‌شدند از برنامه برگ سبز شروع می‌کردند.

شما تعدادی ترانه های بختیاری هم خوانده اید.
وقتی صحبت از موسیقی اصیل می‌شود مدام به یاد ردیف می‌افتیم. در حالی که بخشی از آواز اصیل ما ترانه‌های محلی ماست که صدها سال سینه به سینه حفظ شده است. موسیقی بختیاری هم گنجینه‌ی بزرگی است. من اهل میمه هستم، بعضی لغات ما به لغات زبان بختیاری شبیه است. مرحوم خالقی آن‌ها را تنظیم کردند و من خواندم. البته من ترانه‌های مازندرانی هم خوانده ام که در برنامه‌های گلهای صحرایی، شاخه گل و ... پخش شده است.

بعد از سال پنجاه و هفت هم فعالیتی داشتید؟
تنها یک آلبوم ضبط کردم با نام «تنها بیا»
 
ممنون استاد، از این که وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید.
 
 
     

 

عود ایرانی
دانلود Firfox  دانلود Flash player  Google PageRank Checker